
تقریباً همه ما بارها این جمله را گفتهایم: «انگار همین دیروز سال نو بود!» یا «چقدر زود این ماه تمام شد.»
بسیاری از افراد با افزایش سن احساس میکنند زمان با سرعت بیشتری میگذرد، اما دانشمندان معتقدند این احساس به عملکرد مغز انسان مربوط است، نه تغییر سرعت واقعی زمان.
در دوران کودکی تقریباً هر روز با تجربهای تازه روبهرو میشویم؛ اولین روز مدرسه، یاد گرفتن مهارتهای جدید، پیدا کردن دوستان تازه یا سفر به مکانهایی که قبلاً ندیدهایم.
مغز برای ثبت این اتفاقات انرژی بیشتری صرف میکند و همین باعث میشود وقتی سالها بعد به آن دوران فکر میکنیم، خاطرات بیشتری در ذهن داشته باشیم و آن سالها طولانیتر به نظر برسند.
اما با افزایش سن، زندگی معمولاً شکل یکنواختتری پیدا میکند.
مسیرهای تکراری، برنامههای روزانه مشابه و تجربههای جدید کمتر، باعث میشود مغز جزئیات کمتری را ثبت کند.
به همین دلیل وقتی به گذشته نگاه میکنیم، احساس میکنیم روزها، ماهها و حتی سالها با سرعت بیشتری سپری شدهاند.
نکته جالب اینجاست که مغز انسان ساعت داخلی دقیقی برای اندازهگیری زمان ندارد و احساس ما از گذر زمان بیشتر به میزان توجه و تعداد خاطرات ثبتشده وابسته است.
به همین دلیل، یک ساعت انتظار در مطب پزشک ممکن است بسیار طولانی به نظر برسد، اما همان یک ساعت در کنار دوستان یا هنگام انجام کاری که به آن علاقه داریم، در چشم برهمزدنی سپری میشود.
روانشناسان همچنین معتقدند یک سال برای یک کودک، بخش بزرگی از تمام عمر او را تشکیل میدهد، اما برای یک فرد بزرگسال، همان یک سال تنها قسمت کوچکی از زندگی است.
همین تفاوت درک، باعث میشود گذر زمان با افزایش سن کوتاهتر احساس شود.با این حال، میتوان این احساس را تا حدی تغییر داد.
سفر، یادگیری یک مهارت تازه، آشنایی با افراد جدید، امتحان کردن تجربههای متفاوت و حتی تغییر عادتهای روزانه، باعث میشود مغز خاطرات بیشتری ثبت کند و احساس کنیم زمان آرامتر در حال سپری شدن است.
در حقیقت، زمان برای همه انسانها با یک سرعت میگذرد، اما این مغز ماست که آن را متفاوت احساس میکند.
شاید به همین دلیل است که گاهی یک روز پر از اتفاق و تجربه، از یک ماه زندگی تکراری ماندگارتر به نظر میرسد.
راز طولانیتر احساس کردن زندگی، نه در متوقف کردن ساعت، بلکه در ساختن روزهایی است که ارزش به خاطر سپردن داشته باشند.
فائزه خواجویی

