
«باز هم بنزین گران شد!»
این جمله بارها در شبکههای اجتماعی منتشر شده، در حالی که در بسیاری از موارد متن خبر چیز دیگری گفته است.
کافی است نگاهی به بخش نظرات برخی خبرها بیندازیم تا متوجه شویم تعداد زیادی از کاربران بدون مطالعه کامل خبر، صرفاً بر اساس تیتر قضاوت کردهاند.
اما چرا این اتفاق رخ میدهد؟
در گذشته مردم برای اطلاع از اخبار روزنامه میخریدند یا زمان مشخصی را برای تماشای اخبار اختصاص میدادند.امروز اما صدها خبر در طول روز از طریق سایتها، کانالها و شبکههای اجتماعی به مخاطب میرسد.حجم بالای اطلاعات باعث شده بسیاری از افراد فرصت یا حوصله مطالعه کامل مطالب را نداشته باشند.
از سوی دیگر، رقابت شدید رسانهها برای جلب توجه مخاطب باعث شده تیترها نقش مهمتری از همیشه پیدا کنند.بسیاری از کاربران تنها چند ثانیه برای تصمیمگیری درباره خواندن یا نخواندن یک خبر وقت میگذارند و همین موضوع تیتر را به مهمترین بخش خبر تبدیل کرده است.
کارشناسان رسانه معتقدند مغز انسان به طور طبیعی تمایل دارد با کمترین انرژی بیشترین اطلاعات را دریافت کند. به همین دلیل بسیاری از افراد تصور میکنند تیتر برای فهمیدن اصل ماجرا کافی است، در حالی که جزئیات و گاهی حتی معنای واقعی خبر در متن قرار دارد.
این رفتار پیامدهای مهمی دارد. انتشار شایعات، سوءبرداشت از اخبار و قضاوتهای عجولانه از جمله نتایج خواندن صرفِ تیترهاست. گاهی یک تیتر برای جلب توجه به شکلی نوشته میشود که بدون مطالعه متن، برداشت نادرستی در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
جالب اینجاست که بسیاری از بحثها و اختلافنظرها در فضای مجازی نیز از همین نقطه آغاز میشود؛ افرادی که درباره مطلبی اظهار نظر میکنند که هرگز آن را کامل نخواندهاند. کارشناسان معتقدند سواد رسانهای امروز به اندازه سواد خواندن و نوشتن اهمیت دارد.بخشی از این سواد، مطالعه کامل خبر پیش از قضاوت و بازنشر آن است.
شاید اگر همه ما فقط چند دقیقه بیشتر برای خواندن متن خبر وقت بگذاریم، بسیاری از سوءتفاهمها، شایعات و برداشتهای اشتباه از بین برود.
اما واقعیت این است که در عصر سرعت، تیترها بیشتر از متنها دیده میشوند و همین موضوع، مسئولیت رسانهها و مخاطبان را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است.
فائزه خواجویی

