
«قدیما زندگی صفا داشت.»
این جمله را تقریباً از هر نسلی میتوان شنید.
افراد مسن از دهههای گذشته با حسرت یاد میکنند، میانسالان دوران جوانی خود را بهترین دوره زندگی میدانند و حتی جوانان امروزی نیز گاهی از چند سال قبل به عنوان «روزهای بهتر» یاد میکنند.
اما آیا واقعاً گذشته بهتر بوده یا ذهن ما آن را زیباتر از واقعیت به یاد میآورد؟
روانشناسان پدیدهای را مطرح میکنند که به آن «نوستالژی» گفته میشود؛ حالتی که در آن انسان خاطرات خوش گذشته را پررنگتر و سختیها را کمرنگتر به خاطر میآورد.
به همین دلیل وقتی از گذشته صحبت میکنیم، بیشتر لحظات خوب را به یاد میآوریم و بسیاری از مشکلات آن دوران را فراموش میکنیم.
برای مثال بسیاری از افراد از روابط صمیمانه گذشته، بازیهای کوچه و دید و بازدیدهای خانوادگی یاد میکنند؛ اما کمتر کسی از کمبود امکانات، دشواری دسترسی به خدمات، مشکلات درمانی یا محدودیتهای ارتباطی آن دوران سخن میگوید.
کارشناسان معتقدند دلیل دیگر این نگاه، نارضایتی از شرایط فعلی است.
هرچه فشارهای اقتصادی، اجتماعی یا روانی بیشتر شود، تمایل افراد به پناه بردن به خاطرات گذشته نیز افزایش مییابد.
در چنین شرایطی گذشته به پناهگاهی ذهنی تبدیل میشود که در آن همه چیز آرامتر و بهتر به نظر میرسد.
از سوی دیگر، انسانها معمولاً دوران جوانی خود را بهترین بخش زندگی میدانند.
به همین دلیل هر نسل، دورهای را که در آن جوان بوده به عنوان «دوران طلایی» معرفی میکند؛ حتی اگر نسل قبل نیز دقیقاً همین حرف را درباره دوران خودش زده باشد.
این موضوع تنها مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورهای جهان نیز افراد معتقدند جامعه در گذشته وضعیت بهتری داشته است.
گویی هر نسل تصور میکند آخرین نسل خوشبخت بوده و نسلهای بعدی چیزی را از دست دادهاند.
با این حال، آمارها در بسیاری از حوزهها تصویر متفاوتی ارائه میدهند.
پیشرفت پزشکی، افزایش امید به زندگی، دسترسی گسترده به آموزش، فناوری و ارتباطات نشان میدهد که بسیاری از جنبههای زندگی نسبت به گذشته بهبود یافتهاند.
شاید حقیقت جایی میان این دو نگاه باشد؛ نه گذشته آنقدر بینقص بوده که گاهی تصور میکنیم و نه امروز آنقدر بد که برخی توصیف میکنند.
شاید دلیل اصلی علاقه ما به گذشته این باشد که گذشته تنها جایی است که میتوانیم آن را بدون نگرانی از آینده تماشا کنیم؛ جایی که نتیجه همه اتفاقاتش را میدانیم و دیگر ترسی از فردا نداریم.
سمانه سعیدی نژاد

فرمانده انتظامی سیرجان از اجرای طرح ارتقا امنیت پارکها و تفرجگاه ها با دستگیری عاملان نزاع ، مزاحمین شهروندان ، معتادان متجاهر و توقیف وسایل نقلیه هنجار شکن خبر داد.
سرهنگ منصور رمضاننژاد گفت:طرح ارتقاء امنیت در پارکها و تفرجگاهها با توجه به حضور گسترده شهروندان برای انجام امور تفریحی و ورزشی در بوستانهای سطح شهر ،برای پیشگیری از جرائم،مقابله با مزاحمین ، عاملین نزاع و جمع آوری معتادان پرخطر از بوستانها به مدت ۴ روز در نقاط مختلف شهرستان اجرا شد.
وی افزود:در این طرح ۱۷ متهم عامل نزاع و ایجاد مزاحمت برای شهروندان دستگیر ،۲۱ معتاد متجاهر شناسایی و به مراکز درمانی و کمپ ترک اعتیاد برای درمان معرفی،۳۵ خودرو ، ۲۵ موتورسیکلت توقیف و تعداد ۳۵ عدد سلاح سرد کشف شد.
فرمانده انتظامی شهرستان سیرجان در ادامه ضمن ابراز امیدواری از رضایتمندی شهروندان از برقراری نظم و امنیت این مکانها ، گفت: پلیس با همکاری خود مردم برای ارتقای نظم و امنیت تلاش میکند.

در سالهای اخیر، سیرجان به یکی از مهمترین قطبهای صنعتی و معدنی کشور تبدیل شده است.
توسعه صنایع بزرگ، ایجاد فرصتهای شغلی و جذب سرمایهگذاریهای کلان، این شهر را در مسیر رشد اقتصادی قرار داده و نام آن را بیش از گذشته بر سر زبانها انداخته است.
اما در کنار این تصویر امیدوارکننده، موضوع دیگری نیز در میان شهروندان مطرح میشود؛ هزینه زندگی در سیرجان. بسیاری از ساکنان شهر معتقدند که قیمت مسکن، اجارهبها، برخی خدمات و حتی بخشی از کالاهای مصرفی در سیرجان با سرعتی بیشتر از بسیاری از شهرهای استان افزایش یافته است.
موضوعی که باعث شده برخی خانوادهها با وجود اشتغال و درآمد، همچنان فشار اقتصادی قابل توجهی را تجربه کنند. کارشناسان اقتصادی معتقدند در شهرهایی که رشد صنعتی و جذب نیروی کار با سرعت بالا اتفاق میافتد، افزایش تقاضا برای مسکن، خدمات و امکانات شهری نیز امری طبیعی است.
در چنین شرایطی اگر عرضه متناسب با رشد تقاضا افزایش پیدا نکند، قیمتها نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. در سیرجان نیز طی سالهای گذشته، ورود نیروی کار از نقاط مختلف کشور، توسعه فعالیتهای اقتصادی و افزایش گردش مالی شهر، چهره اقتصادی منطقه را تغییر داده است.
اما برخی شهروندان این پرسش را مطرح میکنند که آیا رشد درآمدها به همان اندازه افزایش هزینههای زندگی بوده است؟ برخی خانوادهها میگویند سیرجان در زمینه اشتغال نسبت به بسیاری از شهرهای استان وضعیت بهتری دارد، اما در مقابل هزینه مسکن و زندگی نیز فشار بیشتری بر خانوارها وارد میکند.
به اعتقاد آنان، توسعه اقتصادی زمانی برای شهروندان ملموس خواهد بود که آثار آن در کیفیت زندگی و قدرت خرید مردم نیز دیده شود. از سوی دیگر، گروهی معتقدند توسعه صنعتی فرصت کمنظیری برای آینده شهر ایجاد کرده و بسیاری از مشاغل و کسبوکارهای فعلی بدون وجود صنایع بزرگ شکل نمیگرفتند.
آنها تأکید میکنند که چالش اصلی، مدیریت پیامدهای توسعه و برنامهریزی برای کنترل هزینههای زندگی است. شاید امروز سیرجان در موقعیتی قرار گرفته که بسیاری از شهرها آرزوی آن را دارند؛ شهری با ظرفیتهای اقتصادی گسترده، سرمایهگذاریهای بزرگ و فرصتهای شغلی فراوان.
اما در کنار این موفقیتها، مطالبهای مهم نیز از سوی شهروندان شنیده میشود؛ اینکه رشد اقتصادی باید در سفره مردم و کیفیت زندگی آنان نیز قابل مشاهده باشد.
سؤال اصلی اینجاست؛ آیا سیرجان توانسته میان توسعه صنعتی و رفاه عمومی تعادل برقرار کند؟
پاسخ به این پرسش شاید مهمترین معیار برای سنجش موفقیت آینده شهری باشد که امروز یکی از موتورهای اقتصادی استان کرمان به شمار میرود.
فائزه خواجویی

اعضای شورای اسلامی شهر سیرجان در جلسه ۲۵ خردادماه با بررسی مشکلات آرامستان، نسبت به وضعیت حمل متوفیان، دفن بین قبور، کمبود روشنایی و برخی نارضایتیهای مردمی انتقاد کرده و خواستار تسریع در رفع این مشکلات شدند.
در این جلسه که با حضور رئیس سازمان مدیریت آرامستانها برگزار شد، اعضای شورا اعلام کردند پایان قرارداد آمبولانسهای حمل متوفی و استفاده از خدمات بخش خصوصی موجب شده برخی خانوادهها در شرایط دشوار سوگ، با هزینههای سنگین جابهجایی اموات مواجه شوند.
اعظم جوانلری نایبرئیس شورای شهر با اشاره به لزوم ساماندهی این وضعیت، بر ضرورت تأمین آمبولانسهای مورد نیاز توسط شهرداری تأکید کرد.
موضوع دفن اموات در فضاهای میان قبور نیز از دیگر محورهای مورد بحث بود؛ موضوعی که به گفته اعضای شورا بازتاب منفی در میان شهروندان داشته و موجب نارضایتی برخی خانوادهها شده است.
در ادامه جلسه، مصطفی اسفندیارپور عضو شورا پیشنهاد ایجاد یک مرکز امدادی و اتاق کمکهای اولیه در آرامستان را مطرح کرد تا در مواقع اضطراری، خدمات اولیه درمانی به شهروندان ارائه شود.
در همین رابطه، امین صادقی رئیس شورای شهر سیرجان با بیان اینکه محدودیت جدی برای تأمین زمین آرامستان وجود ندارد، گفت اجرای طرح دفن بین قبور و قبور چندطبقه در شرایط فعلی ضرورتی ندارد و چندین سال بعد اجرا شود.
رئيس سازمان مديريت آرامستان ها نيز در پاسخ به پرسش هاى اعضاى شورا اظهار كرد تصميمات مربوط به دفن بين قبور و قراردادهاى گذشته پيش از آغاز مسئوليت وى اتخاذ شده و در حال حاضر حفارى قبور بين قبور متوقف شده است.
وى همچنين از پيشرفت پروژه هاى زيرساختى آرامستان خبر داد و گفت: ۷۰ درصد روشنايى مجموعه اجرا شده و عمليات بهسازى پاركينگ نيز در حال انجام است.
مصلايى با اشاره به مشكل تأمين آمبولانس افزود:بررسى خريد آمبولانس هاى اختصاصى در دستور كار قرار گرفت اما شرايط جنگى روند تأمين اين خودروها را با مشكل مواجه كرد.
رئيس شوراى شهر با اشاره به تأخير در تأمين آمبولانس، پيشنهاد كرد سازمان آرامستان چند دستگاه خودرو خريدارى كرده و آنها را براى حمل متوفيان تجهيز كند.
مصلايى همچنين از برنامه ريزى براى راه اندازى مجموعه اى متمركز از خدمات مرتبط با امور متوفيان در ارامستان خبر داد و گفت:ساختمان ادارى اين مجموعه احداث شده و پس از تجهيز، واحدهايى مانندثبت احوال، پزشكى قانونى و برخى خدمات مرتبط در آن مستقر خواهند شد تا خانواده ها براى انجام امور ادارى پس از فوت، ناچار به مراجعه به نقاط مختلف شهر نباشند.
سمانه سعیدی نژاد

در سالهای اخیر، پدیدهای قابل توجه در فضای کسبوکار سیرجان دیده میشود؛ کافی است یک شغل یا کسبوکار جدید با استقبال مردم روبهرو شود تا در مدت کوتاهی نمونههای مشابه آن در نقاط مختلف شهر ظاهر شوند.
از فستفودها و سوخاریهای کیلویی گرفته تا کافیشاپها، آبمیوهفروشیها، فروشگاههای خاص و حتی برخی مشاغل خدماتی؛ گاهی در فاصله چند ماه تعداد واحدهای فعال یک صنف به شکل چشمگیری افزایش پیدا میکند.
اما سؤال اینجاست که چرا بسیاری از این کسبوکارها پس از مدت کوتاهی با کاهش مشتری، رکود یا حتی تعطیلی مواجه میشوند؟
یک فعال اقتصادی معتقد است بخشی از این مسئله به نگاه سطحی به موفقیت دیگران بازمیگردد.
بسیاری از افراد تنها نتیجه نهایی را میبینند؛ مغازهای شلوغ، صف مشتریان و درآمد ظاهراً مناسب.
اما آنچه کمتر دیده میشود، تجربه، مهارت، برنامهریزی، سرمایهگذاری و ریسکهایی است که پشت موفقیت یک کسبوکار قرار دارد.
یکی از صاحبان کسبوکار در سیرجان میگوید:
«بعضیها تصور میکنند اگر یک نفر در کاری موفق شده، همان مدل را کپی کنند به همان درآمد می رسند.
در حالی که موفقیت یک مغازه فقط به نوع محصول بستگی ندارد؛ کیفیت، مدیریت، بازاریابی، محل کسب و دهها عامل دیگر هم دخیل هستند.»
نمونههای این پدیده را میتوان در سالهای مختلف مشاهده کرد. در مقاطعی راهاندازی سوخاری کیلویی به یک موج تبدیل شد. پس از موفقیت چند واحد، تعداد زیادی مغازه مشابه در نقاط مختلف شهر فعالیت خود را آغاز کردند.
اما با افزایش تعداد واحدها ،محدود بودن بازار مصرف و افزایش ناگهانی قیمت مواد اولیه رقابت شدیدتر شد و بسیاری از آنها نتوانستند به فعالیت خود ادامه دهند.
یکی از کارشناسان اقتصادی این رفتار را نوعی «سرمایهگذاری هیجانی» میداند؛ تصمیمی که بیشتر بر اساس مشاهده موفقیت دیگران گرفته میشود تا مطالعه بازار و نیاز واقعی مشتریان.
اقای صادقی کارشناس حوزه کسبوکار در گفت و گو با خبرنگار طلوع قلم بیان داشت: «قبل از راهاندازی هر کسبوکار باید به این سؤال پاسخ داد که چه نیازی از بازار قرار است برطرف شود. اگر دهها واحد مشابه در یک شهر وجود داشته باشد، ورود واحد جدید بدون مزیت رقابتی شانس موفقیت را کاهش میدهد.»
به گفته او، بسیاری از افراد به جای جستجوی ایدههای جدید، ترجیح میدهند مسیر امتحانشده دیگران را تکرار کنند؛ مسیری که در ظاهر کمخطر به نظر میرسد اما در عمل ممکن است به اشباع بازار منجر شود.
در این میان، برخی شهروندان نیز معتقدند فضای اقتصادی سیرجان گاهی تحت تأثیر موجهای مقطعی قرار میگیرد.
به طوری که در یک دوره زمانی همه به سمت یک نوع فعالیت اقتصادی جذب میشوند و پس از اشباع بازار، به دنبال موج بعدی میروند.
نتیجه این روند چیزی نیست جز افزایش سرمایهگذاریهای کمبازده، تعطیلی برخی واحدهای صنفی و از دست رفتن بخشی از سرمایه افراد.
کارشناسان تأکید میکنند که موفقیت در کسبوکار بیش از آنکه به تقلید از دیگران وابسته باشد، به شناخت بازار، خلاقیت، مهارت و ارائه خدمات متفاوت بستگی دارد.
شاید مهمترین درس این رفتارهای هیجانی این باشد که هر مغازه شلوغی لزوماً یک فرصت سرمایهگذاری نیست. گاهی آنچه از بیرون یک موفقیت ساده به نظر میرسد، حاصل سالها تجربه، آزمون و خطا و تلاش مستمر است؛ موضوعی که در نگاه اول دیده نمیشود.
اقتصاد شهرها زمانی پویاتر میشود که کارآفرینان به جای تکرار ایدههای موجود، به دنبال پاسخ دادن به نیازهای جدید باشند. مسیری که شاید دشوارتر باشد، اما احتمال موفقیت پایدار در آن بیشتر است.
سمانه سعیدی نژاد

از دورهمیهای شلوغ تا پیامهای کوتاه؛ چرا نسل جدید کمتر اهل دید و بازدید است؟
«قدیما هر هفته خونه یکی مهمون بودیم.»
«تابستونا تا نصف شب توی حیاط فامیل دور هم مینشستیم.»
«الان حتی برای دیدن نزدیکترین اقوام هم باید از چند هفته قبل هماهنگ کرد.»
این جملات را این روزها زیاد از پدرها، مادرها و پدربزرگها و مادربزرگها میشنویم. نسلی که هنوز روزهای پررنگ دید و بازدیدهای خانوادگی را به خاطر دارد و معتقد است روابط خانوادگی دیگر مانند گذشته نیست.
کافی است نگاهی به سبک زندگی امروز بیندازیم. بسیاری از ارتباطهایی که روزی با حضور فیزیکی شکل میگرفت، حالا در قالب یک پیام کوتاه، استیکر، تماس تصویری یا واکنش در شبکههای اجتماعی خلاصه شده است.
اما آیا نسل جدید واقعاً از دید و بازدید فراری است؟
کارشناسان اجتماعی معتقدند پاسخ این سؤال به این سادگی نیست. آنها میگویند نسل جدید همچنان به ارتباطات انسانی نیاز دارد، اما شکل این ارتباطات تغییر کرده است.
در گذشته تفریحهای خانوادگی محدودتر بود و دیدار اقوام یکی از مهمترین راههای گذراندن اوقات فراغت محسوب میشد. اما امروز افراد گزینههای متعددی برای سرگرمی، ارتباط و گذران وقت دارند؛ از شبکههای اجتماعی گرفته تا پلتفرمهای آنلاین و انواع فعالیتهای فردی. از سوی دیگر، سبک زندگی نیز تغییر کرده است. ساعات کاری طولانیتر، رفتوآمدهای بیشتر، فشارهای اقتصادی و دغدغههای روزمره باعث شده بسیاری از خانوادهها زمان آزاد کمتری نسبت به گذشته داشته باشند.
برخی جوانان نیز معتقدند دید و بازدیدهای سنتی همیشه آنطور که نسلهای قبل توصیف میکنند، جذاب نیست.
آنها میگویند گاهی در برخی جمعهای خانوادگی بیش از آنکه گفتوگو و صمیمیت وجود داشته باشد، افراد با پرسشهای تکراری، مقایسهها و قضاوتهای ناخواسته روبهرو میشوند.
«کی ازدواج میکنی؟»
«چرا هنوز خونه نخریدی؟»
«حقوقت چقدره؟»
«چرا بچهدار نمیشید؟»
سؤالهایی که به گفته برخی جوانان باعث شده اشتیاق آنها برای حضور در بعضی دورهمیها کمتر شود.
در مقابل، نسلهای قدیمیتر معتقدند کاهش دید و بازدیدها باعث کمرنگ شدن روابط خانوادگی شده است. آنها نگرانند که کودکان و نوجوانان امروز کمتر از گذشته با اقوام خود ارتباط داشته باشند و پیوندهای خانوادگی به تدریج ضعیفتر شود.
روانشناسان اما تأکید میکنند که مسئله اصلی، تعداد دیدارها نیست؛ کیفیت ارتباطات اهمیت بیشتری دارد. ممکن است خانوادهای هر هفته دور هم جمع شود اما ارتباط عمیقی میان اعضای آن شکل نگیرد و در مقابل، خانوادهای دیگر با دیدارهای کمتر، روابطی صمیمیتر داشته باشد.
واقعیت این است که جهان امروز با سرعت زیادی در حال تغییر است و روابط انسانی نیز از این تغییرات بیتأثیر نماندهاند.
نسل جدید شاید کمتر از گذشته به دید و بازدیدهای سنتی علاقه نشان دهد، اما همچنان به دوستی، صمیمیت و تعلق خاطر نیاز دارد.
شاید تفاوت اصلی در این باشد که نسلهای گذشته ارتباط را در کنار هم نشستن تعریف میکردند و نسل امروز آن را در شکلهای جدیدتری تجربه میکند.
اما یک سؤال همچنان باقی است؛ آیا فناوری توانسته جای خالی دورهمیهای واقعی را پر کند یا ما در میان صدها پیام و ارتباط مجازی، آرامآرام از یکدیگر دور شدهایم؟
فائزه خواجویی

«باز هم بنزین گران شد!»
این جمله بارها در شبکههای اجتماعی منتشر شده، در حالی که در بسیاری از موارد متن خبر چیز دیگری گفته است.
کافی است نگاهی به بخش نظرات برخی خبرها بیندازیم تا متوجه شویم تعداد زیادی از کاربران بدون مطالعه کامل خبر، صرفاً بر اساس تیتر قضاوت کردهاند.
اما چرا این اتفاق رخ میدهد؟
در گذشته مردم برای اطلاع از اخبار روزنامه میخریدند یا زمان مشخصی را برای تماشای اخبار اختصاص میدادند.امروز اما صدها خبر در طول روز از طریق سایتها، کانالها و شبکههای اجتماعی به مخاطب میرسد.حجم بالای اطلاعات باعث شده بسیاری از افراد فرصت یا حوصله مطالعه کامل مطالب را نداشته باشند.
از سوی دیگر، رقابت شدید رسانهها برای جلب توجه مخاطب باعث شده تیترها نقش مهمتری از همیشه پیدا کنند.بسیاری از کاربران تنها چند ثانیه برای تصمیمگیری درباره خواندن یا نخواندن یک خبر وقت میگذارند و همین موضوع تیتر را به مهمترین بخش خبر تبدیل کرده است.
کارشناسان رسانه معتقدند مغز انسان به طور طبیعی تمایل دارد با کمترین انرژی بیشترین اطلاعات را دریافت کند. به همین دلیل بسیاری از افراد تصور میکنند تیتر برای فهمیدن اصل ماجرا کافی است، در حالی که جزئیات و گاهی حتی معنای واقعی خبر در متن قرار دارد.
این رفتار پیامدهای مهمی دارد. انتشار شایعات، سوءبرداشت از اخبار و قضاوتهای عجولانه از جمله نتایج خواندن صرفِ تیترهاست. گاهی یک تیتر برای جلب توجه به شکلی نوشته میشود که بدون مطالعه متن، برداشت نادرستی در ذهن مخاطب ایجاد میکند.
جالب اینجاست که بسیاری از بحثها و اختلافنظرها در فضای مجازی نیز از همین نقطه آغاز میشود؛ افرادی که درباره مطلبی اظهار نظر میکنند که هرگز آن را کامل نخواندهاند. کارشناسان معتقدند سواد رسانهای امروز به اندازه سواد خواندن و نوشتن اهمیت دارد.بخشی از این سواد، مطالعه کامل خبر پیش از قضاوت و بازنشر آن است.
شاید اگر همه ما فقط چند دقیقه بیشتر برای خواندن متن خبر وقت بگذاریم، بسیاری از سوءتفاهمها، شایعات و برداشتهای اشتباه از بین برود.
اما واقعیت این است که در عصر سرعت، تیترها بیشتر از متنها دیده میشوند و همین موضوع، مسئولیت رسانهها و مخاطبان را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است.
فائزه خواجویی

چرا قیمت مسکن در سیرجان از بسیاری از مراکز استان بالاتر رفته است؟
تا چند سال پیش کمتر کسی تصور میکرد روزی قیمت برخی خانهها و زمینها در سیرجان با شهرهای بزرگ و حتی بعضی مراکز استانها رقابت کند.
اما امروز کافی است سری به بنگاههای املاک شهر بزنید تا با قیمتهایی روبهرو شوید که بسیاری از شهروندان را شگفتزده میکند.
این سؤال برای بسیاری از مردم مطرح است؛ چه اتفاقی افتاده که قیمت مسکن در سیرجان تا این اندازه افزایش یافته است؟
بسیاری از کارشناسان نخستین دلیل را رشد اقتصادی و صنعتی شهر میدانند. توسعه صنایع معدنی و صنعتی در سالهای اخیر باعث شده سیرجان به یکی از مقاصد مهم اشتغال در کشور تبدیل شود. افزایش فرصتهای شغلی، ورود نیروهای متخصص و سرمایهگذاران و رشد فعالیتهای اقتصادی، تقاضا برای خرید و اجاره مسکن را نیز افزایش داده است.
در کنار این موضوع، برخی فعالان بازار مسکن معتقدند سیرجان از یک شهر سنتی به شهری سرمایهپذیر تبدیل شده است. در چنین شرایطی، زمین و مسکن دیگر تنها برای سکونت خریداری نمیشوند، بلکه به عنوان یک ابزار سرمایهگذاری نیز مورد توجه قرار میگیرند.
عامل دیگری که به آن اشاره میشود، محدود بودن برخی اراضی شهری و سرعت پایین عرضه مسکن متناسب با رشد تقاضاست. به زبان ساده، تعداد متقاضیان با سرعت بیشتری نسبت به ساخت واحدهای جدید افزایش یافته و همین مسئله بر قیمتها تأثیر گذاشته است.
اما در سوی دیگر ماجرا، بسیاری از شهروندان از دشوارتر شدن خانهدار شدن گلایه دارند. برخی خانوادهها معتقدند رشد قیمت مسکن با افزایش درآمد آنها همخوانی ندارد و خرید خانه برای نسل جوان به رؤیایی دور از دسترس تبدیل شده است.
در گفتوگوهای روزمره مردم، مقایسه سیرجان با برخی مراکز استان نیز زیاد شنیده میشود. بسیاری میپرسند چگونه شهری با جمعیتی کمتر از مراکز استان، در برخی مناطق با قیمتهای مشابه یا حتی بالاتر در بازار مسکن مواجه شده است؟
کارشناسان میگویند پاسخ این سؤال را باید در ترکیبی از عوامل اقتصادی، صنعتی، مهاجرت نیروی کار، سرمایهگذاری و محدودیت عرضه جستوجو کرد. اتفاقی که در بسیاری از شهرهای صنعتی و اقتصادی کشور نیز مشاهده شده است.
با این حال، نگرانی اصلی شهروندان چیز دیگری است؛ اگر روند افزایش قیمتها ادامه پیدا کند، آیا نسل جوان سیرجان توان خرید یا حتی اجاره مسکن مناسب را خواهد داشت؟
امروز مسکن دیگر فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت و آرامش خانوادهها به آن وابسته است.
به همین دلیل بسیاری معتقدند توسعه شهری زمانی موفق خواهد بود که در کنار رشد صنعت و اقتصاد، امکان دسترسی شهروندان به مسکن مناسب نیز حفظ شود.
شاید مهمترین سؤال این باشد که سیرجان در سالهای آینده به کدام سمت خواهد رفت؛ شهری که توسعه اقتصادی آن به بهبود کیفیت زندگی همه شهروندان منجر میشود یا شهری که فاصله میان درآمدها و هزینههای مسکن در آن هر روز بیشتر میشود؟
محمدعلی خردمندی

نسل پیام؛ چرا تماس تلفنی برای بعضی جوانان ترسناک شده است؟
«اگر کاری داشتی پیام بده، زنگ نزن!» این جملهای است که این روزها از بسیاری از جوانان میشنویم.
نسلی که ساعتها در شبکههای اجتماعی فعالیت میکند، پیام میفرستد، ویس میگذارد و حتی جلسات کاری آنلاین برگزار میکند، اما گاهی از یک تماس تلفنی ساده فرار میکند.
اگر تا چند سال پیش تلفن زدن سادهترین راه ارتباطی بود، امروز بسیاری از افراد ترجیح میدهند به جای تماس گرفتن، پیام ارسال کنند.حتی برخی جوانان هنگام زنگ خوردن تلفن دچار استرس میشوند و ترجیح میدهند پس از پایان تماس، با یک پیام کوتاه علت تماس را جویا شوند.
روانشناسان معتقدند بخشی از این پدیده به تغییر سبک ارتباطات بازمیگردد. در پیامرسانها افراد فرصت دارند فکر کنند، متن خود را ویرایش کنند و پاسخ مناسبتری بدهند.اما در مکالمه تلفنی چنین فرصتی وجود ندارد و فرد باید در همان لحظه واکنش نشان دهد.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی باعث شدهاند ارتباطات انسانی بیش از گذشته کنترلشده و قابل ویرایش باشند. بسیاری از افراد در فضای مجازی تصویری از خود ارائه میکنند که لزوماً با شخصیت واقعی آنها یکسان نیست.
تماس تلفنی این فاصله را از بین میبرد و فرد را در موقعیت واقعی ارتباط قرار میدهد. برخی کارشناسان نیز معتقدند افزایش اضطراب اجتماعی در سالهای اخیر در شکلگیری این رفتار نقش داشته است. ترس از قضاوت شدن، اشتباه صحبت کردن یا ناتوانی در پیدا کردن کلمات مناسب باعث میشود بعضی افراد از مکالمات تلفنی یا حضوری اجتناب کنند.
این موضوع تنها به نوجوانان محدود نمیشود. بسیاری از دانشجویان، کارمندان و حتی صاحبان کسبوکار نیز ترجیح میدهند امور خود را از طریق پیامرسانها پیگیری کنند. به طوری که در برخی موارد، تماس تلفنی به آخرین گزینه ارتباطی تبدیل شده است.
البته کارشناسان هشدار میدهند که وابستگی بیش از حد به ارتباطات متنی میتواند مهارتهای گفتوگوی حضوری و کلامی را تضعیف کند. مهارتهایی که در محیط کار، روابط خانوادگی و تعاملات اجتماعی نقشی اساسی دارند.
شاید نتوان پیشرفت فناوری را متوقف کرد، اما این سؤال همچنان مطرح است: آیا ما در حال سادهتر کردن ارتباطات هستیم یا به تدریج توانایی گفتوگوی مستقیم با یکدیگر را از دست میدهیم؟
شاید نسل امروز بیش از هر زمان دیگری در دسترس باشد، اما این به معنای ارتباط بیشتر نیست. گاهی پشت صدها پیام روزانه، ترسی پنهان از یک مکالمه چند دقیقهای وجود دارد؛ ترسی که آرامآرام در حال تبدیل شدن به یکی از ویژگیهای ارتباطی عصر دیجیتال است.
سمانه سعیدی نژاد

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از راهاندازی «بانک زمان» خبر داد؛ طرحی که در آن افراد بدون پرداخت پول، خدمات مورد نیاز خود را از یکدیگر دریافت میکنند.
